anzusäbeln
به چالش کشیدن، زیر سوال بردن، به مبارزه طلبیدن
Bedeutungen
1
Akkusativ
قطع کردن یا بریدن چیزی با شمشیر یا سلاح مشابه، اغلب به شکلی نمایشی، خشن، یا در یک موقعیت رزمی؛ استفاده از شمشیر برای قطع کردن.
- Der Offizier säbelte die Flasche Champagner an, um den Sieg zu feiern.افسر بطری شامپاین را با شمشیر برید تا پیروزی را جشن بگیرد.
- In der historischen Schlacht säbelten die Kavalleristen ihre Gegner nieder.در نبرد تاریخی، سوارهنظام دشمنان خود را با شمشیر قطع کردند.