anzuschaffen
برای تهیه کردن/خریدن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را خریدن یا تهیه کردن، معمولاً برای استفاده طولانی مدت
- Wir müssen uns ein neues Auto anschaffen.ما باید یک ماشین جدید بخریم.
- Er hat sich einen Hund angeschafft.او یک سگ تهیه کرده است.
2
Dativ + Akkusativ
به کسی دستور یا فرمانی دادن
- Der Vorgesetzte schaffte den Mitarbeitern neue Aufgaben an.رئیس کارهای جدیدی را به کارمندان دستور داد.
- Sie schaffte ihm an, das Zimmer aufzuräumen.او به او دستور داد که اتاق را مرتب کند.
3
ohne Akkusativ
(غیررسمی، تحقیرآمیز) به عنوان فاحشه کار کردن
- Sie musste sich anschaffen, um zu überleben.او مجبور بود برای بقا خودفروشی کند.
- In diesem Viertel schaffen sich viele Frauen an.در این محله زنان زیادی خودفروشی میکنند.