anzusehen
دیدن، نگریستن، به نظر رسیدن
Bedeutungen
1
Akkusativ
نگاه کردن به چیزی یا کسی، تماشا کردن
- Er sieht sich einen Film an.او در حال تماشای یک فیلم است.
- Sieh mich an, wenn ich mit dir spreche!وقتی با تو صحبت میکنم، به من نگاه کن!
2
Akkusativ + als + Akkusativ
چیزی را به عنوان چیزی در نظر گرفتن یا تلقی کردن
- Ich sehe das als eine große Chance an.من این را یک فرصت بزرگ تلقی میکنم.
- Man kann ihn als Experten ansehen.میتوان او را به عنوان یک متخصص در نظر گرفت.