anzuspielen

Aussprache: /ˌantsuˈʃpiːlən/
Wortzerlegung: an·zu·spie·len
Erweiterter Infinitiv

اشاره کردن، کنایه زدن، (در بازی) شروع کردن

Bedeutungen

1 auf + Akkusativ

به چیزی اشاره کردن یا کنایه زدن بدون اینکه مستقیماً آن را بیان کرد

  • Er spielte auf die Schwierigkeiten der letzten Wochen an.او به مشکلات هفته‌های اخیر اشاره کرد.
  • Ihre Bemerkung spielte auf ein früheres Gespräch an.اظهارنظر او به یک گفتگوی قبلی کنایه می‌زد.
2 (Akkusativ)

در بازی (مانند کارت یا فوتبال) با چیزی شروع کردن یا پاس دادن

  • Er spielte den Ball zu seinem Mitspieler an.او توپ را به هم‌تیمی‌اش پاس داد.
  • Wer spielt die erste Karte an?چه کسی اولین کارت را بازی می‌کند؟