anzustückeln
وصله کردن، اضافه کردن (مصدر با zu)
Bedeutungen
1
Akkusativ
اتصال دادن دو یا چند قطعه به یکدیگر برای افزایش طول، اندازه یا تکمیل یک مجموعه، اغلب با استفاده از روشهای فنی یا هنری.
- Es ist eine Kunst, ein altes Gewebe so anzustückeln, dass die Naht kaum sichtbar ist.هنر این است که یک پارچه قدیمی را طوری وصله کنی که درز آن به سختی دیده شود.
- Die Ingenieure erwogen, die Brücke durch einen weiteren Abschnitt anzustückeln, um die Kapazität zu erhöhen.مهندسان در نظر داشتند برای افزایش ظرفیت، پل را با یک بخش دیگر الحاق کنند.
2
Akkusativ
اضافه کردن یا الحاق کردن بخشهای جدید به یک متن، اثر هنری یا پروژه برای گسترش یا تکمیل آن.
- Der Wunsch, die Erzählung fortzusetzen, führte dazu, weitere Episoden anzustückeln.میل به ادامه روایت منجر به اضافه کردن اپیزودهای بیشتر شد.
- Manche Kritiker bemängeln, dass der Film versucht, eine zu komplexe Handlung anzustückeln.برخی منتقدان ایراد میگیرند که فیلم تلاش میکند داستانی بیش از حد پیچیده را الحاق کند.