Erweiterter Infinitiv
در صف ایستادن، نوبت گرفتن، (مجازی) در شرف وقوع بودن
معانی و تعاریف anzustehen:
- در یک صف ایستادن برای دریافت چیزی یا انجام کاری
- در پیش بودن، موعدش رسیده بودن، لازم بودن (برای یک رویداد یا کار)
جملات نمونه برای anzustehen:
Wir mussten lange anstehen, um die Tickets zu bekommen.
ما مجبور شدیم مدت زیادی در صف بایستیم تا بلیطها را بگیریم.
Viele Leute stehen vor dem Laden an.
افراد زیادی جلوی مغازه در صف ایستادهاند.
Die nächste Prüfung steht nächste Woche an.
امتحان بعدی هفته آینده در پیش است.