anzusträngen
به شدت تلاش کردن، خود را به زحمت انداختن
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی یا چیزی را به نهایت توان و ظرفیت خود رساندن، به گونهای که منجر به خستگی شدید، فرسودگی یا فشار روانی/فیزیکی بسیار بالا شود.
- Die anhaltende wirtschaftliche Unsicherheit hat die Nerven der Investoren bis zum Zerreißen angesträngt.عدم قطعیت مداوم اقتصادی اعصاب سرمایهگذاران را تا حد پارگی تحت فشار قرار داده است.
- Die extremen Trainingsbedingungen und der ständige Wettbewerb haben die Athleten bis an ihre Grenzen angesträngt.شرایط تمرینی طاقتفرسا و رقابت مداوم، ورزشکاران را تا حد توانشان به نهایت رسانده بود.