anzwecken
با سنجاق وصل کردن، پین کردن
Beispiele
- An der Wand sind noch die Löcher der Reißnägel zu sehen, mit denen Schiller Landkarten und Schaubilder ''anzweckte.سوراخهای میخهایی که شیلند به دیوار وصل کرده بود هنوز دیده میشود.
Bedeutungen
1
Akkusativ + an + Akkusativ
با میخ کوچک زدن، با پونز زدن (چیزی را به چیزی)
- Er zweckte das Bild an die Wand an.او عکس را با میخ کوچک به دیوار زد.
- Bitte zwecken Sie die Plakate nicht an die Bäume an.لطفاً پوسترها را به درختان نزنید.
2
Akkusativ + für + Akkusativ
(مجازی، کمتر رایج) هدف قرار دادن، برای هدفی خاص در نظر گرفتن (چیزی را برای چیزی)
- Diese Maßnahme ist für einen bestimmten Zweck angezweckt.این تدبیر برای یک هدف خاص در نظر گرفته شده است.
- Man hat das Projekt auf diese Weise angezweckt.پروژه را به این شیوه هدفگذاری کردهاند.