appellieren
درخواست کردن، متوسل شدن، هشدار دادن
Beispiele
- Sie ''appellieren'' an die Regierung, möglichst schnell zu handeln.آنها از دولت میخواهند که هر چه سریعتر اقدام کند.
Bedeutungen
1
an + Akkusativ
از کسی یا چیزی به صورت رسمی یا جدی درخواست کردن، فراخوان دادن.
- Die Regierung appelliert an die Bürger, Wasser zu sparen.دولت از شهروندان درخواست میکند که در مصرف آب صرفهجویی کنند.
- Er appellierte an ihr Gewissen.او به وجدان آنها متوسل شد.
2
gegen + Akkusativ
به دادگاه بالاتر یا مرجع دیگری اعتراض کردن یا درخواست تجدید نظر کردن.
- Der Angeklagte appellierte gegen das Urteil.متهم به حکم اعتراض کرد.
- Sie haben das Recht, gegen diese Entscheidung zu appellieren.شما حق دارید که به این تصمیم اعتراض کنید.