apportieren
آوردن (توسط حیوان)، برگرداندن (شکار توسط سگ)
Beispiele
- Der Jäger ließ seinen Hund die angeschossene Gans ''apportieren.شکارچی سگش را واداشت تا غاز زخمی را بیاورد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
(در مورد سگهای شکاری) شکار یا شیء پرتاب شده را پیدا کرده و به صاحبش بازگرداندن.
- Der Jagdhund apportierte den erlegten Vogel.سگ شکاری پرنده شکار شده را آورد.
- Mein Hund liebt es, Stöcke zu apportieren.سگ من عاشق آوردن چوب است.