aquamarin

Aussprache: /akvamaˈriːn/
Worttrennung: aqua·ma·rin
صفت

آکوامارین، آبی-سبز دریایی

Bedeutungen

1

به رنگ آکوامارین؛ آبی-سبز روشن و شفاف که یادآور آب دریا است. این صفت اغلب به جای 'aquamarinfarben' استفاده می‌شود.

  • Ihr Lächeln war so hell wie ein aquamarin-blauer Himmel.لبخند او به روشنی آسمان آبی-سبز آکوامارینی بود.
  • Er mochte die aquamarinen Vorhänge im Schlafzimmer.او پرده‌های آکوامارینی اتاق خواب را دوست داشت.
  • Die Farbe des Meeres war heute tief aquamarin.رنگ دریا امروز آبی-سبز دریایی عمیقی بود.