aquamarinfarben
به رنگ آکوامارین، آبی-سبز دریایی
Bedeutungen
1
دارای رنگی شبیه به سنگ آکوامارین یا آب دریا در مناطق گرمسیری، ترکیبی از آبی و سبز شفاف.
- Das Kleid war in einem wunderschönen aquamarinfarbenen Stoff genäht.پیراهن از پارچهای به رنگ آبی-سبز دریایی زیبا دوخته شده بود.
- Die Wände des Badezimmers waren aquamarinfarben gestrichen.دیوارهای حمام به رنگ آکوامارین رنگ شده بودند.
- Er wählte aquamarinfarbene Fliesen für den Poolbereich.او کاشیهای به رنگ آکوامارین را برای محوطه استخر انتخاب کرد.