abarbeiten

Aussprache: /ˈapˌʔaʁbaɪ̯tn̩/
Wortzerlegung: ab·a·r·bei·ten
فعل

تک‌تک انجام دادن (لیست/وظایف)، با کار جبران کردن (بدهی)، فرسوده شدن از کار

Bedeutungen

1 Akkusativ

فهرستی از کارها، ایمیل‌ها یا وظایف را به ترتیب و تا آخر انجام دادن

  • Ich muss heute erst einmal diese lange Aufgabenliste abarbeiten.من باید امروز اول این لیست طولانی وظایف را تک‌تک انجام دهم.
  • Er hat am Vormittag alle dringenden E-Mails abgearbeitet.او قبل از ظهر تمام ایمیل‌های فوری را بررسی و تمام کرد.
2 Akkusativ

بدهی، وام یا ساعات اضافه کاری را با انجام کار جبران کردن و صاف کردن

  • Er versucht, seine Schulden durch zusätzliche Arbeit abzuarbeiten.او تلاش می‌کند بدهی‌هایش را با کار اضافی جبران کند (تسویه کند).
  • Sie hat die Minusstunden am Wochenende komplett abgearbeitet.او ساعات کسر کارش را در آخر هفته کاملاً با کار جبران کرد.
3 sich (Akkusativ) (+ an + Dativ)

خود را با کار زیاد فوق‌العاده خسته و فرسوده کردن

  • Er hat sich an diesem Projekt völlig abgearbeitet.او خودش را روی این پروژه کاملاً از پا درآورد.
  • Du solltest dich nicht für die Firma abarbeiten.نباید خودت را برای شرکت فرسوده و خسته کنی.