aufarbeiten

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌʔaʁbaɪ̯tn̩/
Wortzerlegung: auf·a·r·b·ei·ten
فعل

جبران کردن (کار عقب‌افتاده)، بازسازی کردن (اشیای قدیمی)، روبرو شدن و هضم کردن (گذشته/تروما)

Bedeutungen

1 Akkusativ

وسایل قدیمی یا آسیب‌دیده را بازسازی و مرمت کردن

  • Er hat den antiken Holzschrank liebevoll aufgearbeitet.او کمد چوبی عتیقه را با عشق بازسازی کرد.
  • Das Fachgeschäft arbeitet alte Möbel professionell auf.این فروشگاه تخصصی مبلمان قدیمی را به صورت حرفه‌ای مرمت می‌کند.
2 Akkusativ

کارهای عقب‌افتاده یا نامه‌ها را جبران کردن و انجام دادن

  • Nach dem Urlaub muss ich erst einmal den Posteingang aufarbeiten.بعد از تعطیلات اول باید ایمیل‌های عقب‌افتاده ورودی را بررسی کنم.
  • Er arbeitet am Wochenende die liegengebliebenen Akten auf.او آخر هفته پرونده‌های عقب‌مانده را انجام می‌دهد.
3 Akkusativ

رویدادهای تلخ گذشته یا خاطرات آسیب‌زا را تحلیلی بررسی و با آن‌ها کنار آمدن

  • Die Gesellschaft muss ihre geschichtliche Vergangenheit kritisch aufarbeiten.جامعه باید گذشته تاریخی خود را به صورت نقادانه بررسی و هضم کند.
  • Er versucht, seine Kindheitstraumata in einer Therapie aufzuarbeiten.او تلاش می‌کند با تروماهای دوران کودکی‌اش در روان‌درمانی کنار بیاید.