schwarzarbeiten

Aussprache: /ˈʃvaʁt͡sˌʔaʁbaɪ̯tn̩/
Worttrennung: schwa·rz·a·r·bei·ten
فعل

کار سیاه کردن, غیرقانونی و بدون پرداخت مالیات کار کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

انجام کار به صورت غیرقانونی، بدون ثبت رسمی، بدون بیمه و بدون پرداخت مالیات.

  • Viele Handwerker arbeiten schwarz, um Steuern zu sparen.بسیاری از صنعتگران برای صرفه‌جویی در مالیات، کار سیاه می‌کنند.
  • Er hat jahrelang schwarzgearbeitet und sich damit strafbar gemacht.او سال‌ها کار سیاه کرد و با این کار خود را مجرم ساخت.