totarbeiten
خود را از فرط کار کشتن / بیش از حد از پا درآوردن
Bedeutungen
1
sich (Akkusativ) + totarbeiten
آنقدر شدید، افراطی و بیوقفه کار کردن که منجر به هلاکت، بیماری شدید یا از پا افتادن شود؛ خود را از فرط کار کشتن.
- Er hat sich in den letzten Monaten zu Tode gearbeitet.او در ماههای اخیر خود را از فرط کار کشت.
- Wenn du so weitermachst, arbeitest du dich noch tot.اگر اینطور ادامه دهی، خودت را از پا در خواهی آورد.