hocharbeiten
ترقی کردن در شغل با تلاش، وسایل را به بالا بردن
Bedeutungen
1
sich (Akkusativ) (+ zu + Dativ)
با تلاش و پشتکار فراوان در مراتب شغلی ترقی کردن.
- Sie hat sich vom Praktikanten zum Abteilungsleiter hochgearbeitet.او از کارآموز به مدیر بخش ترقی کرد.
- Er arbeitete sich zu einem angesehenen Professor hoch.او خود را به یک استاد برجسته ارتقا داد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas hocharbeiten)
اشیاء را با تلاش فیزیکی سنگین به سمت بالا بردن.
- Die Bauarbeiter mussten die schweren Ziegelsteine die Mauer hocharbeiten.کارگران ساختمانی مجبور بودند آجرها را به سختی بالا ببرند.
- Wir haben die Möbel mit vereinten Kräften die Treppe hochgearbeitet.ما با تلاش مشترک مبلمان را از پلهها بالا بردیم.