wegarbeiten

Aussprache: /ˈvɛkˌarbaɪtn̩/
Worttrennung: weg·a·r·bei·ten
فعل

با کار کردن از بین بردن (حجم کار/بدهی)، انجام دادن و تمام کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas wegarbeiten)

حجم زیاد کارهای انباشته‌شده یا بدهی را با فعالیت مداوم تمام کردن

  • Ich muss die ganze Arbeit bis morgen wegarbeiten.من باید تمام کارها را تا فردا با کار کردن تمام کنم.
  • Er hat seine Schulden schnell weggewarbeitet.او بدهی‌هایش را به سرعت با کار کردن پرداخت کرد.