emporarbeiten
خود را با تلاش بالا کشیدن، ارتقای مقام یافتن، بالا خزیدن
Bedeutungen
1
sich (Akkusativ) (+ zu/an + Dativ)
با سعی و تلاش فراوان به موقعیت اجتماعی یا شغلی بالاتری رسیدن، خود را بالا کشیدن.
- Sie hat sich vom Tellerwäscher zum Millionär emporgearbeitet.او با تلاش فراوان از یک ظرفشوی به یک میلیونر تبدیل شد.
- Er arbeitete sich zu einer führenden Position in der Firma empor.او خود را به یک موقعیت رهبری در شرکت رساند.
2
sich (Akkusativ) (sich emporarbeiten)
با زحمت و سختی فیزیکی از یک شیب، دیوار یا مانع بالا رفتن.
- Der Bergsteiger arbeitete sich mühsam den steilen Hang empor.کوهنورد به سختی از شیب تند بالا رفت.
- Die Katze arbeitete sich an der rauen Mauer empor.گربه از دیوار ناهموار بالا رفت.