arbeitsfähig
قادر به کار، توانا به کار
Bedeutungen
1
دارای توانایی جسمی و ذهنی لازم برای انجام کار یا شغل.
- Nach der Operation ist er bald wieder arbeitsfähig.پس از عمل جراحی، او به زودی دوباره قادر به کار خواهد بود.
- Der Arzt bescheinigte, dass sie voll arbeitsfähig ist.پزشک گواهی داد که او کاملاً قادر به کار است.
- Nur gesunde Personen sind arbeitsfähig.تنها افراد سالم قادر به کار هستند.