arbeitstäglich

Aussprache: /ˈarbaɪ̯t͡sˌtɛːklɪç/
Worttrennung: ar·beits·täg·lich
صفت

روزانه (کاری)

Bedeutungen

1

اتفاق افتادن، انجام شدن یا وجود داشتن در هر روز کاری (از دوشنبه تا جمعه).

  • Wir haben arbeitstäglich eine kurze Teambesprechung.ما هر روز کاری یک جلسه کوتاه تیمی داریم.
  • Die Lieferung erfolgt arbeitstäglich, außer an Feiertagen.تحویل در هر روز کاری انجام می‌شود، به جز تعطیلات رسمی.
  • Er hat arbeitstäglich denselben Arbeitsweg.او هر روز کاری همان مسیر رفت و آمد به محل کار را دارد.