arbeitsunfähig
ناتوان از کار، از کار افتاده
Bedeutungen
1
فاقد توانایی جسمی یا ذهنی لازم برای انجام کار یا شغل، معمولاً به دلیل بیماری یا آسیبدیدگی.
- Er ist wegen einer schweren Krankheit seit Monaten arbeitsunfähig.او به دلیل بیماری شدید، ماههاست که ناتوان از کار است.
- Die Versicherung zahlt, wenn man dauerhaft arbeitsunfähig wird.بیمه در صورتی که فرد به طور دائم ناتوان از کار شود، پرداخت میکند.
- Ein ärztliches Gutachten bescheinigte ihn als arbeitsunfähig.یک گواهی پزشکی او را ناتوان از کار اعلام کرد.