arriviert
موفق، جاافتاده، به شهرت و مقام رسیده
Beispiele
- Er ist beruflich schon ziemlich ''arriviert.او از نظر شغلی کاملاً جاافتاده و موفق است.
- Er gehört bereits zu den ''arrivierten'' Spielern der Nationalmannschaft.او هماکنون جزو بازیکنان باسابقه و تثبیتشده تیم ملی است.