arthritisch
آرتریتی، مربوط به آرتریت، ناشی از آرتریت
Beispiele
- Der Patient beklagt sich über ''arthritische'' Schmerzen.بیمار از دردهای آرتریتی شکایت دارد.
- Sie hat ''arthritische'' Knie.او زانوهای آرتریتی دارد.
آرتریتی، مربوط به آرتریت، ناشی از آرتریت