artistisch
آکروباتیک، هنرمندانه، ماهرانه
Bedeutungen
1
دارای مهارت و ظرافت بالا در اجرا، شبیه به اجرای هنرمندان یا ورزشکاران نمایشی.
- Der Zirkusdirektor lobte die artistische Leistung der Akrobaten.مدیر سیرک از اجرای هنرمندانه آکروباتها تمجید کرد.
- Sie zeigte eine artistische Pirouette auf dem Eis.او یک چرخش هنرمندانه روی یخ انجام داد.
- Die Kletterin vollführte eine artistische Bewegung, um den Felsvorsprung zu erreichen.صخرهنورد برای رسیدن به لبه صخره، حرکتی ماهرانه انجام داد.
2
مرتبط با هنر، دارای کیفیت هنری یا زیباییشناختی.
- Das Museum präsentierte eine beeindruckende Sammlung artistischer Werke.این موزه مجموعهای چشمگیر از آثار هنری را به نمایش گذاشت.
- Er hat einen sehr artistischen Stil beim Malen.او سبک بسیار هنرمندانهای در نقاشی دارد.
- Die Dekoration des Restaurants war sehr artistisch gestaltet.تزئینات رستوران به شکلی بسیار هنرمندانه طراحی شده بود.