artistisch

Aussprache: /arˈtɪstɪʃ/
Worttrennung: ar·tis·tisch
صفت

آکروباتیک، هنرمندانه، ماهرانه

Bedeutungen

1

دارای مهارت و ظرافت بالا در اجرا، شبیه به اجرای هنرمندان یا ورزشکاران نمایشی.

  • Der Zirkusdirektor lobte die artistische Leistung der Akrobaten.مدیر سیرک از اجرای هنرمندانه آکروبات‌ها تمجید کرد.
  • Sie zeigte eine artistische Pirouette auf dem Eis.او یک چرخش هنرمندانه روی یخ انجام داد.
  • Die Kletterin vollführte eine artistische Bewegung, um den Felsvorsprung zu erreichen.صخره‌نورد برای رسیدن به لبه صخره، حرکتی ماهرانه انجام داد.
2

مرتبط با هنر، دارای کیفیت هنری یا زیبایی‌شناختی.

  • Das Museum präsentierte eine beeindruckende Sammlung artistischer Werke.این موزه مجموعه‌ای چشمگیر از آثار هنری را به نمایش گذاشت.
  • Er hat einen sehr artistischen Stil beim Malen.او سبک بسیار هنرمندانه‌ای در نقاشی دارد.
  • Die Dekoration des Restaurants war sehr artistisch gestaltet.تزئینات رستوران به شکلی بسیار هنرمندانه طراحی شده بود.