arzten
درمان کردن، معالجه کردن
Beispiele
- Er wurde umgehend ''gearztet'', starb aber trotz sorgfältiger Pflege.او بلافاصله «معالجه» شد، اما علیرغم مراقبتهای دقیق درگذشت.
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی را معالجه کردن یا به عنوان پزشک فعالیت کردن
- Der alte Arzt arztete die Dorfbewohner seit Jahrzehnten.پزشک پیر دهقانان را برای دههها معالجه میکرد.
- Sie arztete ihre Puppen, wenn sie krank waren.او عروسکهایش را وقتی بیمار بودند معالجه میکرد.