فعل
خاکستر سیگار را تکاندن، خاکستر کردن
معانی و تعاریف aschen:
- چیزی را به خاکستر تبدیل کردن، خاکستر کردن
- به خاکستر تبدیل شدن، خاکستر شدن
جملات نمونه برای aschen:
Ihr sollte nicht immer in die Blümentöpfe ''aschen!''
شما نباید همیشه در گلدانها خاکستر سیگار را بتکانید!
„Sie nehmen den Flachbildfernseher mit, gewiss, aber im Gegensatz zu den meisten deutschen Einbrechern lassen sie keine einzige Kippe zurück, sie ''aschen'' auch nicht aufs Parkett.“
«آنها تلویزیون صفحه تخت را با خود میبرند، البته، اما برخلاف اکثر سارقان آلمانی، حتی یک ته سیگار هم باقی نمیگذارند، آنها حتی روی پارکت هم خاکستر نمیتکانند.»
Die alten Blätter wurden geascht, um Dünger zu gewinnen.
برگهای قدیمی خاکستر شدند تا کود به دست آید.