aspirieren
آرزو کردن، خواستار بودن؛ تلفظ با نفس
Beispiele
- Als er sprach, ''aspirierte'' er.وقتی صحبت میکرد، با نفس تلفظ میکرد.
- Insgesamt ''aspirieren'' sieben Kandidaten auf die fünf Sitze.در مجموع هفت نامزد برای پنج کرسی رقابت میکنند.
- Sie ''aspirierte'' den Pokal.او جام را آرزو کرد.
Bedeutungen
1
auf + Akkusativ
آرزو یا هدف بزرگی داشتن، به چیزی دست یافتن.
- Er aspiriert auf eine höhere Position in der Firma.او آرزوی یک موقعیت بالاتر در شرکت را دارد.
- Viele junge Politiker aspirieren auf das Amt des Bürgermeisters.بسیاری از سیاستمداران جوان آرزوی مقام شهرداری را دارند.
2
Akkusativ
استنشاق کردن یا مکیدن مایعات، غذا یا جسم خارجی به داخل مجاری تنفسی (پزشکی).
- Der Patient hat beim Essen Flüssigkeit aspiriert.بیمار هنگام غذا خوردن مایع استنشاق کرد.
- Es besteht die Gefahr, dass der Säugling Erbrochenes aspiriert.خطر استنشاق استفراغ توسط نوزاد وجود دارد.