assortieren

Aussprache: /ˌasɔrˈtiːʁən/
Wortzerlegung: as·sor·tie·ren
فعل

مرتب کردن، دسته‌بندی کردن، تکمیل کردن (موجودی کالا)

Beispiele

  • Der serbische Importeur, der früher vielleicht nur nach Wien gefahren war, um sein ganzes Lager zu ''assortieren,واردکننده صرب که شاید قبلاً فقط برای «تکمیل موجودی» خود به وین می‌رفت،

Bedeutungen

1 Akkusativ

(کالاها را) دسته‌بندی کردن، جور کردن، یا مجموعه‌ای از کالاها را برای فروش موجود کردن.

  • Der Supermarkt assortiert eine große Auswahl an Bio-Produkten.سوپرمارکت مجموعه بزرگی از محصولات ارگانیک را موجود دارد (دسته‌بندی کرده است).
  • Wir müssen unser Lager neu assortieren, um die Nachfrage zu decken.ما باید انبار خود را دوباره دسته‌بندی کنیم تا تقاضا را پوشش دهیم.
2 Akkusativ

(به طور کلی، کمتر رایج) مرتب کردن، طبقه‌بندی کردن.

  • Die Briefe wurden nach Postleitzahlen assortiert.نامه‌ها بر اساس کد پستی دسته‌بندی شدند.
  • Es ist wichtig, die Daten vor der Analyse richtig zu assortieren.مهم است که داده‌ها را قبل از تحلیل به درستی طبقه‌بندی کرد.