astasieren
محافظت کردن (در برابر نیروهای فیزیکی مزاحم)
Beispiele
- Prinzipiell ist es möglich, die stets vorhandene und durch den Aufhängefaden gegebene Richtkraft beliebig zu verkleinern (z. B. durch Verwendung sehr dünner Quarzfäden) und soweit zu ''astasieren,اصولاً امکان کاهش دلخواه نیروی جهتدهنده همیشگی که توسط نخ آویز ایجاد میشود (مثلاً با استفاده از نخهای کوارتز بسیار نازک) و محافظت از آن تا حدی وجود دارد.
Bedeutungen
1
ohne Objekt / intransitiv
در پزشکی، به معنای تشکیل متاستاز (پخش شدن سلولهای سرطانی از محل اولیه به سایر نقاط بدن).
- Der Tumor hat bereits in die Lunge astasiert.تومور قبلاً به ریه متاستاز داده است.
- Es ist wichtig, frühzeitig zu erkennen, ob ein Krebs astasiert.مهم است که زود تشخیص داده شود که آیا سرطان متاستاز میدهد یا خیر.