astrein
بینقص، عالی، سالم، کاملاً درست و قانونی
Beispiele
- Um ''astreines'' Holz zu erhalten, wurden die Bäume sehr eng gepflanzt.برای به دست آوردن چوب بینقص، درختان بسیار نزدیک به هم کاشته شدند.
- Die Sache ist doch nicht ''astrein!این مسئله اصلاً درست و بیریا نیست!
- Das Konzert war echt ''astrein.کنسرت واقعاً عالی و بینقص بود.