astrein

Aussprache: /ˈastˌraɪ̯n/
Wortzerlegung: as·t·rein
صفت

بی‌نقص، عالی، سالم، کاملاً درست و قانونی

Beispiele

  • Um ''astreines'' Holz zu erhalten, wurden die Bäume sehr eng gepflanzt.برای به دست آوردن چوب بی‌نقص، درختان بسیار نزدیک به هم کاشته شدند.
  • Die Sache ist doch nicht ''astrein!این مسئله اصلاً درست و بی‌ریا نیست!
  • Das Konzert war echt ''astrein.کنسرت واقعاً عالی و بی‌نقص بود.