astrein
بینقص، عالی، سالم، کاملاً درست و قانونی
Bedeutungen
1
کاملاً تمیز، خالص و بدون هیچگونه ناخالصی یا آلودگی.
- Das Wasser aus der Quelle ist glasklar und astrein.آب چشمه زلال و کاملاً خالص است.
- Er legte Wert auf astreine Zutaten für sein Gericht.او بر مواد اولیه کاملاً خالص برای غذایش تأکید داشت.
- Die Luft in den Bergen war frisch und astrein.هوای کوهستان تازه و پاک بود.
2
بیعیب و نقص، عالی، بیاشکال؛ در بهترین حالت ممکن.
- Das war eine astreine Leistung von der ganzen Mannschaft.این یک عملکرد بینقص از سوی کل تیم بود.
- Sein Plan war astrein und funktionierte perfekt.نقشه او بیعیب و نقص بود و کاملاً کار کرد.
- Sie hat astreine Noten in allen Fächern.او در تمام دروس نمرات عالی دارد.
3
کاملاً قانونی، درست و بدون هیچگونه شبهه یا مشکل حقوقی؛ پاک و بیگناه.
- Sein Geschäft ist vollkommen astrein, es gibt keine versteckten Kosten.کسب و کار او کاملاً قانونی است، هیچ هزینه پنهانی وجود ندارد.
- Wir müssen sicherstellen, dass alle Transaktionen astrein sind.ما باید اطمینان حاصل کنیم که تمام تراکنشها کاملاً درست هستند.
- Sein polizeiliches Führungszeugnis ist astrein.گواهی عدم سوءپیشینه او کاملاً پاک است.