asymptomatisch

Aussprache: /azʏmptoˈmaːtɪʃ/
Worttrennung: asym·pto·ma·tisch
صفت

بدون علامت، بدون نشانه بیماری

Bedeutungen

1

بدون بروز علائم قابل مشاهده بیماری؛ در پزشکی به وضعیتی گفته می‌شود که فرد به بیماری مبتلاست اما هیچ نشانه‌ای از آن را بروز نمی‌دهد.

  • Viele Menschen mit dieser Krankheit bleiben asymptomatisch.بسیاری از افراد مبتلا به این بیماری بدون علامت باقی می‌مانند.
  • Die asymptomatische Übertragung ist ein ernstes Problem im Gesundheitswesen.انتقال بدون علامت یک مشکل جدی در حوزه بهداشت و درمان است.
  • Ein asymptomatischer Patient kann das Virus unwissentlich weitergeben.یک بیمار بدون علامت می‌تواند ناخواسته ویروس را منتقل کند.