anatmen
نفس کشیدن (به سمت)، فوت کردن (به سمت)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas anatmen)
با نفس به چیزی بخار کردن یا آن را مرطوب کردن (مثلاً شیشه عینک، آینه).
- Er atmete auf die Brille, um sie zu putzen.او روی عینک نفس کشید تا آن را تمیز کند.
- Die kalte Luft ließ ihn auf das Fenster anatmen.هوای سرد باعث شد او روی پنجره نفس بکشد (بخار کند).