ausatmen
بازدم کردن، نفس بیرون دادن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
هوا را از ریهها خارج کردن، نفس بیرون دادن.
- Nach der Anstrengung atmete er erleichtert aus.پس از تلاش، او با آسودگی نفس بیرون داد.
- Sie atmete tief aus und versuchte, ruhig zu bleiben.او عمیقاً بازدم کرد و سعی کرد آرام بماند.