atomisieren
اتمیزه کردن، به اتمها تجزیه کردن، خرد کردن
Beispiele
- Durch Neuwahlen würden sie ''atomisiert.با انتخابات جدید، آنها اتمیزه خواهند شد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را به ذرات بسیار ریز یا اتمها تجزیه کردن
- Die Maschine kann Flüssigkeiten atomisieren, um sie zu sprühen.دستگاه میتواند مایعات را اتمیزه کند تا آنها را اسپری کند.
- In der Forschung werden Materialien oft atomisiert, um ihre Zusammensetzung zu analysieren.در تحقیقات، مواد اغلب اتمیزه میشوند تا ترکیب آنها تحلیل شود.
2
Akkusativ
چیزی را به اجزای کوچک و جداگانه تقسیم کردن، پراکنده کردن (مجازی)
- Die Gesellschaft droht, sich in viele kleine Gruppen zu atomisieren.جامعه در خطر تجزیه شدن به گروههای کوچک بسیاری است.
- Die Digitalisierung hat viele traditionelle Arbeitsplätze atomisiert.دیجیتالی شدن بسیاری از مشاغل سنتی را تجزیه کرده است.