صفت
آتنی، آتیکی (مربوط به آتن یا ناحیه آتیکا)
جملات نمونه برای attisch:
Die ''attische'' Kultur hat unser heutiges Demokratieverständnis wesentlich mitgeprägt.
«فرهنگ آتنی به طور قابل توجهی در شکلگیری درک امروزی ما از دموکراسی نقش داشته است.»
Das ''attische'' Wetter ist heiß.
«آب و هوای آتنی گرم است.»
In der ''attischen'' Region leben die meisten Griechen.
«بیشتر یونانیها در منطقه آتیکا زندگی میکنند.»