außendienstlich
خارج از اداره؛ در محل کار مشتری؛ ماموریت خارج از دفتر
Bedeutungen
1
مربوط به فعالیتهایی که خارج از محل کار اصلی یا دفتر انجام میشود، اغلب در ارتباط با وظایف شغلی.
- Der Außendienstmitarbeiter hat heute viele Termine bei Kunden.کارمند بخش خدمات خارج از دفتر امروز قرارهای ملاقات زیادی با مشتریان دارد.
- Diese Reise war rein außendienstlich und diente der Kundenbetreuung.این سفر کاملاً خارج از دفتر بود و به منظور رسیدگی به مشتریان انجام شد.
- Er ist oft außendienstlich unterwegs, um neue Aufträge zu akquirieren.او اغلب برای جذب سفارشات جدید در ماموریتهای خارج از دفتر است.