außenliegend
خارجی، واقع در خارج، دورافتاده
Bedeutungen
1
واقع در قسمت بیرونی؛ در مرز یا دور از مرکز.
- Das neue Einkaufszentrum befindet sich in einem außenliegenden Stadtteil.مرکز خرید جدید در یک منطقه حومهای (خارجی) شهر واقع شده است.
- Die außenliegenden Inseln sind nur mit dem Boot erreichbar.جزایر دورافتاده فقط با قایق قابل دسترسی هستند.
- Er wohnt in einem außenliegenden Vorort, weit weg vom Stadtzentrum.او در یک حومه دورافتاده زندگی میکند، دور از مرکز شهر.
2
در مورد اعضای بدن یا ساختارها: در سطح خارجی یا دور از مرکز بدن قرار گرفته است.
- Die Nervenenden sind in den außenliegenden Hautschichten.انتهای اعصاب در لایههای خارجی پوست قرار دارند.
- Die außenliegenden Organe sind oft anfälliger für Verletzungen.اندامهای خارجی اغلب بیشتر مستعد آسیب هستند.
- Der Arzt untersuchte die außenliegenden Strukturen des Gelenks.پزشک ساختارهای خارجی مفصل را معاینه کرد.