außenliegend

Aussprache: /ˈaʊ̯sn̩ˌliːɡn̩t/
Worttrennung: au·ßen·lie·gend
صفت

خارجی، واقع در خارج، دورافتاده

Bedeutungen

1

واقع در قسمت بیرونی؛ در مرز یا دور از مرکز.

  • Das neue Einkaufszentrum befindet sich in einem außenliegenden Stadtteil.مرکز خرید جدید در یک منطقه حومه‌ای (خارجی) شهر واقع شده است.
  • Die außenliegenden Inseln sind nur mit dem Boot erreichbar.جزایر دورافتاده فقط با قایق قابل دسترسی هستند.
  • Er wohnt in einem außenliegenden Vorort, weit weg vom Stadtzentrum.او در یک حومه دورافتاده زندگی می‌کند، دور از مرکز شهر.
2

در مورد اعضای بدن یا ساختارها: در سطح خارجی یا دور از مرکز بدن قرار گرفته است.

  • Die Nervenenden sind in den außenliegenden Hautschichten.انتهای اعصاب در لایه‌های خارجی پوست قرار دارند.
  • Die außenliegenden Organe sind oft anfälliger für Verletzungen.اندام‌های خارجی اغلب بیشتر مستعد آسیب هستند.
  • Der Arzt untersuchte die außenliegenden Strukturen des Gelenks.پزشک ساختارهای خارجی مفصل را معاینه کرد.