außenstehend
خارج از گود، بیطرف، ناظر بیرونی، دخالت نکرده
Bedeutungen
1
کسی که در یک موقعیت یا رویداد دخالت نمیکند و از بیرون آن را مشاهده میکند؛ بیطرف.
- Als außenstehender Beobachter konnte er die Situation klarer beurteilen.او به عنوان یک ناظر بیرونی میتوانست وضعیت را واضحتر ارزیابی کند.
- Sie blieb in dem Streit ihrer Freunde außenstehend.او در دعوای دوستانش دخالت نکرد و بیطرف ماند.
- Ein außenstehender Experte wurde hinzugezogen, um den Fall zu untersuchen.یک کارشناس خارجی برای بررسی پرونده فراخوانده شد.