außenstehend

Aussprache: /ˈaʊ̯sn̩ˌʃteːənt/
Worttrennung: au·ßen·ste·hend
صفت

خارج از گود، بی‌طرف، ناظر بیرونی، دخالت نکرده

Bedeutungen

1

کسی که در یک موقعیت یا رویداد دخالت نمی‌کند و از بیرون آن را مشاهده می‌کند؛ بی‌طرف.

  • Als außenstehender Beobachter konnte er die Situation klarer beurteilen.او به عنوان یک ناظر بیرونی می‌توانست وضعیت را واضح‌تر ارزیابی کند.
  • Sie blieb in dem Streit ihrer Freunde außenstehend.او در دعوای دوستانش دخالت نکرد و بی‌طرف ماند.
  • Ein außenstehender Experte wurde hinzugezogen, um den Fall zu untersuchen.یک کارشناس خارجی برای بررسی پرونده فراخوانده شد.