außeramtlich
غیررسمی، خارج از وظیفه رسمی، غیراداری
Bedeutungen
1
خارج از محدوده وظایف رسمی یا اداری؛ غیررسمی.
- Er hat außeramtliche Kontakte zu den Lieferanten.او روابط غیررسمی با تامین کنندگان دارد.
- Diese Tätigkeit ist rein außeramtlich und wird nicht bezahlt.این فعالیت کاملاً غیررسمی است و حقوقی ندارد.
- Die außeramtliche Beratung war sehr hilfreich.مشاوره غیررسمی بسیار مفید بود.