außerdeutsch

Aussprache: /ˈaʊ̯sɐˌdɔɪ̯tʃ/
Worttrennung: au·ßer·deutsch
صفت

خارج از آلمان، غیرآلمانی

Bedeutungen

1

چیزی که منشأ، محل تولید یا تعلق آن خارج از کشور آلمان باشد.

  • Das Unternehmen importiert viele Produkte aus außerdeutschen Ländern.این شرکت بسیاری از محصولات را از کشورهای غیرآلمانی وارد می‌کند.
  • Die Studie vergleicht die wirtschaftliche Entwicklung Deutschlands mit der von außerdeutschen Nachbarstaaten.این مطالعه توسعه اقتصادی آلمان را با کشورهای همسایه غیرآلمانی مقایسه می‌کند.
  • Er hat eine Vorliebe für Musik, die nicht rein deutsch ist.او به موسیقی‌ای که کاملاً غیرآلمانی باشد، علاقه دارد.