außerfamiliär

Aussprache: /ˌaʊ̯sɐfamiˈli̯ɛːɐ̯/
Worttrennung: au·ßer·fa·mi·li·är
صفت

خارج از خانواده، غیرخانوادگی

Bedeutungen

1

مربوط به افرادی یا روابطی که خارج از دایره خانواده قرار دارند.

  • Er pflegte viele außerfamiliäre Kontakte zu seinen Nachbarn.او روابط زیادی خارج از خانواده با همسایگان خود داشت.
  • Die Unterstützung durch außerfamiliäre Netzwerke ist für Alleinerziehende oft wichtig.حمایت از سوی شبکه‌های غیرخانوادگی اغلب برای والدین مجرد مهم است.
  • Das Projekt fördert den Austausch zwischen Schülern und außerfamiliären Mentoren.این پروژه تبادل نظر بین دانش‌آموزان و مربیان غیرخانوادگی را ترویج می‌کند.