außerfamiliär
خارج از خانواده، غیرخانوادگی
Bedeutungen
1
مربوط به افرادی یا روابطی که خارج از دایره خانواده قرار دارند.
- Er pflegte viele außerfamiliäre Kontakte zu seinen Nachbarn.او روابط زیادی خارج از خانواده با همسایگان خود داشت.
- Die Unterstützung durch außerfamiliäre Netzwerke ist für Alleinerziehende oft wichtig.حمایت از سوی شبکههای غیرخانوادگی اغلب برای والدین مجرد مهم است.
- Das Projekt fördert den Austausch zwischen Schülern und außerfamiliären Mentoren.این پروژه تبادل نظر بین دانشآموزان و مربیان غیرخانوادگی را ترویج میکند.