außergalaktisch
فراکهکشانی، خارج از کهکشان
Bedeutungen
1
چیزی که در خارج از کهکشان راه شیری یا هر کهکشان مشخص دیگری قرار دارد.
- Die Forscher suchen nach Anzeichen von außergalaktischem Leben.محققان به دنبال نشانههایی از حیات فراکهکشانی هستند.
- Das Teleskop kann Signale aus außergalaktischen Nebeln empfangen.این تلسکوپ میتواند سیگنالهایی از سحابیهای خارج از کهکشان دریافت کند.
- Die Geschichte handelt von einer außergalaktischen Invasion der Erde.این داستان درباره یک تهاجم فراکهکشانی به زمین است.