außergalaktisch

Aussprache: /ˌaʊ̯sɐɡaˈlaktɪʃ/
Worttrennung: au·ßer·ga·lak·tisch
صفت

فراکهکشانی، خارج از کهکشان

Bedeutungen

1

چیزی که در خارج از کهکشان راه شیری یا هر کهکشان مشخص دیگری قرار دارد.

  • Die Forscher suchen nach Anzeichen von außergalaktischem Leben.محققان به دنبال نشانه‌هایی از حیات فراکهکشانی هستند.
  • Das Teleskop kann Signale aus außergalaktischen Nebeln empfangen.این تلسکوپ می‌تواند سیگنال‌هایی از سحابی‌های خارج از کهکشان دریافت کند.
  • Die Geschichte handelt von einer außergalaktischen Invasion der Erde.این داستان درباره یک تهاجم فراکهکشانی به زمین است.