außergerichtlich

Aussprache: /ˌaʊ̯sɐɡəˈrɪçtlɪç/
Worttrennung: au·ßer·ge·richt·lich
صفت

خارج از دادگاه، غیر قضایی

Bedeutungen

1

مربوط به اقداماتی که خارج از روند رسمی دادگاه و سیستم قضایی انجام می‌شود، مانند مذاکره یا توافق بین طرفین.

  • Die Parteien versuchten, eine außergerichtliche Einigung zu erzielen.طرفین سعی کردند به یک توافق خارج از دادگاه دست یابند.
  • Ein außergerichtlicher Vergleich kann oft Zeit und Geld sparen.یک سازش غیر قضایی اغلب می‌تواند باعث صرفه‌جویی در زمان و هزینه شود.
  • Der Anwalt riet zu einer außergerichtlichen Klärung des Problems.وکیل توصیه کرد که مشکل به صورت خارج از دادگاه حل و فصل شود.