außerhäuslich

Aussprache: /ˈaʊ̯sɐˌhɔɪ̯slɪç/
Worttrennung: au·ßer·häus·lich
صفت

خارج از خانه، بیرون از منزل

Bedeutungen

1

خارج از خانه یا محل سکونت؛ در فضای عمومی یا در محل کار.

  • Sie verbringt viel Zeit mit außerhäuslichen Aktivitäten.او زمان زیادی را با فعالیت‌های خارج از خانه می‌گذراند.
  • Die meisten seiner Freunde arbeiten außerhäuslich.بیشتر دوستان او بیرون از خانه (در محل کار) کار می‌کنند.
  • Die Organisation unterstützt Frauen bei der Rückkehr in außerhäusliche Beschäftigung.این سازمان از زنان برای بازگشت به اشتغال خارج از خانه حمایت می‌کند.