außerhäuslich
خارج از خانه، بیرون از منزل
Bedeutungen
1
خارج از خانه یا محل سکونت؛ در فضای عمومی یا در محل کار.
- Sie verbringt viel Zeit mit außerhäuslichen Aktivitäten.او زمان زیادی را با فعالیتهای خارج از خانه میگذراند.
- Die meisten seiner Freunde arbeiten außerhäuslich.بیشتر دوستان او بیرون از خانه (در محل کار) کار میکنند.
- Die Organisation unterstützt Frauen bei der Rückkehr in außerhäusliche Beschäftigung.این سازمان از زنان برای بازگشت به اشتغال خارج از خانه حمایت میکند.