außerkirchlich

Aussprache: /ˈaʊ̯sɐˌkɪrçlɪç/
Worttrennung: au·ßer·kirch·lich
صفت

خارج از کلیسا، غیرکلیسا

Bedeutungen

1

فعالیت‌ها، سازمان‌ها یا رویدادهایی که خارج از ساختار رسمی و تشکیلات کلیسا برگزار می‌شوند.

  • Es gibt viele außerkirchliche Hilfsorganisationen, die sich um Bedürftige kümmern.سازمان‌های امدادی غیرکلیسا زیادی وجود دارند که به نیازمندان رسیدگی می‌کنند.
  • Die Veranstaltung fand in einem außerkirchlichen Gemeindezentrum statt.این رویداد در یک مرکز اجتماعی غیرکلیسا برگزار شد.
  • Er engagiert sich stark in der außerkirchlichen Jugendarbeit.او به شدت در فعالیت‌های جوانان خارج از کلیسا مشارکت دارد.