außerkirchlich
خارج از کلیسا، غیرکلیسا
Bedeutungen
1
فعالیتها، سازمانها یا رویدادهایی که خارج از ساختار رسمی و تشکیلات کلیسا برگزار میشوند.
- Es gibt viele außerkirchliche Hilfsorganisationen, die sich um Bedürftige kümmern.سازمانهای امدادی غیرکلیسا زیادی وجود دارند که به نیازمندان رسیدگی میکنند.
- Die Veranstaltung fand in einem außerkirchlichen Gemeindezentrum statt.این رویداد در یک مرکز اجتماعی غیرکلیسا برگزار شد.
- Er engagiert sich stark in der außerkirchlichen Jugendarbeit.او به شدت در فعالیتهای جوانان خارج از کلیسا مشارکت دارد.