außerordentlich
فوقالعاده، بینظیر، به طور استثنایی
Bedeutungen
1
خارج از حد معمول، بسیار زیاد، فوقالعاده، استثنایی.
- Sie hat eine außerordentliche Begabung für Musik.او استعداد فوقالعادهای برای موسیقی دارد.
- Das Konzert war außerordentlich gut besucht.کنسرت به طور استثنایی پرمخاطب بود.
- Er zeigte außerordentliche Geduld in dieser schwierigen Situation.او در این موقعیت دشوار، شکیبایی فوقالعادهای از خود نشان داد.